خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از تضادها و ناهماهنگیهای زندگی سخن میگوید، مانند فروشگاه شکرفروشی که ترشی میفروشد یا برف در فصل تابستان. این تصاویر نمادین به ناپایداری و تناقضهای جهان اشاره دارند.
متن دارای مفاهیم نمادین و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از تصاویر شاعرانه برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا پیچیده باشد.
رباعی ۹۳۱ - ای تنگ شکر از ترشان چشم بدوز
ای تنگ شکر از ترشان چشم بدوز
آتش بزن و هرچه به جز عشق بسوز ۱
دکان شکرفروش و آنگه ترشی
برف و سرمای وآنگهی فصل تموز ۲
آتش بزن و هرچه به جز عشق بسوز ۱
دکان شکرفروش و آنگه ترشی
برف و سرمای وآنگهی فصل تموز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۳۰ - آن یار نهان کشید باز دستم امروز
گوهر بعدی:رباعی ۹۳۲ - ای جان سماع و روزه و حج و نماز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.