خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از مخاطب خود دعوت میکند تا به باغی بیاید که پر از شادی، بهار، شمع، شراب و معشوقگان زیبا است. سپس بیان میکند که بدون حضور مخاطب، این زیباییها بیمعنی هستند و با حضور او، دیگر نیازی به این زیباییها نیست.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
رباعی ۹۱۳ - گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار
گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار
شمعست و شراب و شاهدان چو نگار ۱
آنجا که تو نیستی از اینهام چه سود؟
و آنجا که تو هستی خود از اینها بچه کار؟ ۲
شمعست و شراب و شاهدان چو نگار ۱
آنجا که تو نیستی از اینهام چه سود؟
و آنجا که تو هستی خود از اینها بچه کار؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۱۲ - گر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهار
گوهر بعدی:رباعی ۹۱۴ - گوش ما را بیدم اسرار مدار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.