خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از زرد شدن خورشید بر دیوار و زرد شدن خود از غم یار میگوید. او گاهی از غم یار و گاهی از نادیدن یار رنج میبرد و اگر وضع به همین منوال ادامه یابد، از خداوند کمک میخواهد.
متن حاوی مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیقتر برای نوجوانان و بزرگسالان قابلدرک است.
رباعی ۸۹۳ - خورشید همی زرد شود بر دیوار
خورشید همی زرد شود بر دیوار
ما نیز همی زرد شویم از غم یار ۱
گاه از غم یار و گه ز نادیدن یار
گر کار چنین ماند خدایا زنهار ۲
ما نیز همی زرد شویم از غم یار ۱
گاه از غم یار و گه ز نادیدن یار
گر کار چنین ماند خدایا زنهار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۸۹۲ - خواهی بستان حلقهٔ مستان بنگر
گوهر بعدی:رباعی ۸۹۴ - در باغ در نیامدم گرد آور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.