خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

متن شعری است که در آن شاعر از وضعیت مطرب (نوازنده) و تأثیر موسیقی بر جامعه می‌پرسد. او از این که مطرب دیگر نمی‌نوازد و جامعه از هر جهت دچار آشفتگی شده است، ابراز نگرانی می‌کند. شاعر اشاره می‌کند که موسیقی و هنر می‌تواند به بهبود اوضاع کمک کند و جامعه بدون آن دچار هرج و مرج می‌شود.

این متن به دلیل استفاده از مفاهیم عمیق اجتماعی و فرهنگی و نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم و اشارات موجود در متن برای کودکان قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۱۱ - عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شده‌ست؟

عَجَب ای ساقیِ جانْ مُطربِ ما را چه شُده‌ست؟
هَله چون می‌نَزَنَد رَه، رَهِ او را کِه زده‌ست؟ ۱

او زِ هر نیک و بَدِ خَلْق چرا می‌لَنْگَد؟
بَد و نیکِ همه را نَعْرهٔ مُطرب مَدَد است ۲

دَف دَریده‌ست طَرَب را، به خدا بی‌دَفِ او
مَجْلِسِ یارکَدِه بی‌دَمِ او بارکَده‌ست ۳

شهرْ غَلْبیرگَهی دانْ که شود زیر و زَبَر
دستِ غَلْبیرزَنَش سُخره صاحِبْ بَلَدست ۴

خیره کم گویْ خَمُش، مُطربِ مِسکین چه کُند؟
این همه، فِتنهٔ آن فِتنه گَرِ خوبْ خَدست ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۰ - دوش آمد بر من آن که شب افروز من است
گوهر بعدی:غزل ۴۱۲ - آن که بی‌باده کند جان مرا مست کجاست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.