خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از عشق و تأثیرات عمیق آن بر جان و تن سخن میگوید. او شبهایی را توصیف میکند که عشق بر دلها حکومت میکند و حتی غمها را از بین میبرد. همچنین، به زیباییهای پنهان در تاریکی شب و قدرت عشق در دگرگونی حالات اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۸۴۵ - هر شب که ز سودای تو نوبت بزنند
هر شب که ز سودای تو نوبت بزنند
آن شب همه جان شوند هرجا که تنند ۱
در چادر شب چه دختران دارد عشق
گر غم آید سبلت و ریشش بکنند ۲
آن شب همه جان شوند هرجا که تنند ۱
در چادر شب چه دختران دارد عشق
گر غم آید سبلت و ریشش بکنند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۸۴۴ - هر شب که دل سپهر گلشن گردد
گوهر بعدی:رباعی ۸۴۶ - هر عمر که بیدیدن اصحاب بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.