خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و لطف معشوق سخن می‌گوید و تأثیرات عمیق این عشق را بر دل و جان خود توصیف می‌کند. شاعر از قدرت معجزه‌آسای معشوق در زنده کردن مرده و روان کردن چشمه‌ها یاد می‌کند و دل خود را همچون کوه طور که از غم پاره پاره شده، توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر به قدرت معجزه‌آسای معشوق اشاره می‌کند که حتی آهن را بر دل سنگ می‌زند و ستاره‌ای از ابر می‌سازد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۴۰۱ - اندرآ ای مه که بی‌تو ماه را استاره نیست

اَنْدَرآ ای مَهْ که بی‌تو ماه را اِسْتاره نیست
تا خیالَت دَرنَیایَد پایْ کوبان، چاره نیست ۱

چون خیالَت بر کُه آیَد، چَشمه‌ها گردد رَوان
خود گرفتم کاین دِل ما جُز کُه و جُز خاره نیست ۲

آتش از سنگی رَوان شُد، آبْ از سنگی دِگَر
لَعْل شُد سنگی دِگَر کَزْ لُطفِ تو آواره نیست ۳

بارها لُطفِ تو را من آزمودم ای لَطیف
مُرده را تو زنده کردی بارها، یک باره نیست ۴

ابرِ رَحمَت هر سَحَر گَر می‌بِبارَد، آن زِ توست
وین دلِ گریانِ منْ جُز کودکِ گَهواره نیست ۵

هَمچو کوهِ طور از غَم این دلم صدپاره شُد
لیک اَنْدَر دستِ من زان پاره‌ها، یک پاره نیست ۶

آهنِ بُرهانْ موسی بر دلِ چون سنگ زَد
تا جَهَد اِسْتاره‌یی کَزْ ابرْ یک اِسْتاره نیست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۰ - چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دل است
گوهر بعدی:غزل ۴۰۲ - نقش بند جان که جان‌ها جانب او مایل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.