خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از تلاشهای بیثمر و سردرگمی خود در زندگی میگوید. او بارها عقل خود را به کار گرفته اما به نتیجهای نرسیده است. همچنین از شیفتگی به می و بیکاری شکایت دارد و در پایان از آیندهی نامعلوم خود میپرسد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانهی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به 'می' (شراب) ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
رباعی ۷۵۱ - صد بار ز سر برفت عقلم و آمد
صد بار ز سر برفت عقلم و آمد
تا کی ز می شیفتگان آشامد ۱
از کار بماندم وز بیکاری نیز
تا عاقبت کار کجا انجامد ۲
تا کی ز می شیفتگان آشامد ۱
از کار بماندم وز بیکاری نیز
تا عاقبت کار کجا انجامد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۷۵۰ - صبح است و صبا مشک فشان میگذرد
گوهر بعدی:رباعی ۷۵۲ - صد سال بقای آن بت مهوش باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.