شاعر در این متن بیان میکند که عشق و شور او به حدی است که حتی گاو گردون (نمادی از قدرت و استقامت) نمیتواند آن را تحمل کند. او این عشق را دیوانگی میخواند که حتی صد مجنون (اشاره به مجنون لیلی) نیز یارای تحمل آن را ندارند. شاعر تأکید میکند که تنها او میتواند این شور را تحمل کند، زیرا جان او به این عشق وابسته است و هیچکس دیگری چنین فداکاریای نمیکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از نمادها و اشارههای ادبی مانند 'گاو گردون' و 'مجنون' نیاز به دانش ادبی پایه دارد.
رباعی ۷۴۵ - شور آوردم که گاو گردون نکشد
دیوانگیی که صد چو مجنون نکشد ۱
هم من بکشم که شور تو جان منست
جان خود را بگو کسی چون نکشد ۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.