خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از درد عشق و فداکاری در راه آن سخن میگوید و بیان میکند که بدون قدردانی، نمیتوان در مسیر عشق و عاشقی پایدار ماند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در متن وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
رباعی ۷۱۵ - روزیکه بود دلت ز جان پر از درد
روزیکه بود دلت ز جان پر از درد
شکرانه هزاران جان فدا باید کرد ۱
کاندر ره عشق و عاشقی ای سره مرد
بیشکر قفای نیکوان نتوان کرد ۲
شکرانه هزاران جان فدا باید کرد ۱
کاندر ره عشق و عاشقی ای سره مرد
بیشکر قفای نیکوان نتوان کرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۷۱۴ - روز محک محتشم و دون آمد
گوهر بعدی:رباعی ۷۱۶ - روزی که جمال آن صنم دیده شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.