خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر بیانگر لحظهای است که نور حق با طلوع صبح آشکار میشود و جان در کالبد زندگان جاری میگردد. همچنین، به مردی اشاره دارد که در هر لحظه بدون زحمت، دوست را میبیند.
مفاهیم عرفانی و ادبی این شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد و نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
رباعی ۶۴۲ - چون صبح ولای حق دمیدن گیرد
چون صبح ولای حق دمیدن گیرد
جان در تن زندگان پریدن گیرد ۱
حایی برسد مرد که در هر نفسی
بیزحمت چشم دوست دیدن گیرد ۲
جان در تن زندگان پریدن گیرد ۱
حایی برسد مرد که در هر نفسی
بیزحمت چشم دوست دیدن گیرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۶۴۱ - چون شاهد پوشیده خرامان گردد
گوهر بعدی:رباعی ۶۴۳ - چون صورت تو در دل ما بازآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.