خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از حالتی دردناک و غمگین سخن میگوید که در آن صورتش زرد و دلش پر از خون بوده است. او اشاره میکند که همراه دلی مجنون و خرقهای داشته و این حالت تاکنون ادامه داشته است. اما اکنون اتفاقی افتاده که همهی آنها را در مقایسه با آن، کوچک و ناچیز نشان میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از واژگانی مانند 'دل پرخون' و 'مجنون' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
رباعی ۵۴۲ - اول که رخم زرد و دلم پرخون بود
اول که رخم زرد و دلم پرخون بود
هم خرقه و همراه دلم مجنون بود ۱
آن صورت و آن قاعده تا اکنون بود
کاری آمد که آن همه مادون بود ۲
هم خرقه و همراه دلم مجنون بود ۱
آن صورت و آن قاعده تا اکنون بود
کاری آمد که آن همه مادون بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۵۴۱ - انوار صلاح دین برانگیخته باد
گوهر بعدی:رباعی ۵۴۳ - ای آنکه ز تو مشکلم آسان گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.