خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی مرگ نیز با دیدن عشق او، از وی ناامید شده است. شربت سودای معشوق را آب حیات میداند که جانها را زنده نگه میدارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مرگ و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۵۲۱ - از شربت سودای تو هر جان که مزید
از شربت سودای تو هر جان که مزید
زآن آب حیات در مزید است مزید ۱
مرگ آمد و بو کرد مرا بوی تو دید
زانروی اجل امید از من ببرید ۲
زآن آب حیات در مزید است مزید ۱
مرگ آمد و بو کرد مرا بوی تو دید
زانروی اجل امید از من ببرید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۵۲۰ - از شبنم عشق خاک آدم گل شد
گوهر بعدی:رباعی ۵۲۲ - از عشق تو دریا همه شور انگیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.