خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از درد عشق و جدایی میگوید و خطاب به معشوق بیان میکند که با وجودی که او را نمیآزرد، اما قلبش را شکسته است. همچنین از معشوق گلایه میکند که چرا با وجود نبودنش بر جگرش، اشکهایش بر مژههایش جاری است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل احساسات و مضامین شعر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
رباعی ۴۰۷ - ماهی تو که فتنهای نداری ز تو دست
ماهی تو که فتنهای نداری ز تو دست
درمان ز که جویم که دلم از تو بخست ۱
می طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست ۲
درمان ز که جویم که دلم از تو بخست ۱
می طعنه زنی که بر جگر آبت نیست
گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۰۶ - ماه عید است و خلق زیر و زبر است
گوهر بعدی:رباعی ۴۰۸ - ماهی که نه زیر و نی به بالاست کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.