خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از باغی سخن میگوید که نه زحمت نزهت دارد و نه صدای زاغ. در عوض، در دل او رنگرزی صباغ است که در پر هر زاغ، صد باغ را خلق میکند. این متن به زیباییهای درونی و قدرت تخیل اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۳۹۷ - گویند بیا به باغ کانجا لاغ است
گویند بیا به باغ کانجا لاغ است
نی زحمت نزهت و نه بانگ زاغ است ۱
اندر دل من رنگرز صباغست
کاندر پر هر زاغ از او صد باغ است ۲
نی زحمت نزهت و نه بانگ زاغ است ۱
اندر دل من رنگرز صباغست
کاندر پر هر زاغ از او صد باغ است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۹۶ - کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست
گوهر بعدی:رباعی ۳۹۸ - گویند که صاحب فنون عقل کل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.