خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از گفتگوی خود با معشوقش میگوید که در آن معشوق از راز زندگیاش پرسیده و شاعر پاسخ داده که جانش مانند معشوق است. سپس شاعر از گریستن خود میگوید و معشوق پاسخ میدهد که گریستن او عجیبتر است زیرا بدون او چگونه میتواند بگرید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
رباعی ۳۲۵ - دلدارم گفت کان فلان زنده ز چیست
دلدارم گفت کان فلان زنده ز چیست
جانش چو منم عجب که بیجان چون زیست ۱
گریان گشتم گفت که اینطرفهتر است
بیمن که دو دیدهٔ ویم چون بگریست ۲
جانش چو منم عجب که بیجان چون زیست ۱
گریان گشتم گفت که اینطرفهتر است
بیمن که دو دیدهٔ ویم چون بگریست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۲۴ - دلدار ظریف است و گناهنش اینست
گوهر بعدی:رباعی ۳۲۶ - دل در بر من زنده برای غم تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.