خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از همراهی با یار، رازداری، بیداری طبیعت در بهار، و ارزش سکوت و گوهرهای درونی سخن می‌گوید. شاعر از اهمیت حفظ اسرار و ارزش‌های درونی و همچنین زیبایی‌های طبیعت در فصل بهار صحبت می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن برای درک و تجربه بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان است. کودکان ممکن است در درک این مفاهیم با مشکل مواجه شوند.

مشاهده کامل

غزل ۳۵۲ - چو با ما یار ما امروز جفت است

چو با ما یارِ ما امروز جُفت است
بگویم آنچه هرگز کَس نگفته‌ست ۱

همه مَستَنْد این جا مَحْرَمانَند
مَیَندیش از کسی، غَمّاز خفته‌ست ۲

خَزان خُفت و بَهاران گَشت بیدار
نمی‌بینی درخت و گُل شِکُفته‌ست ۳

اگر یک روز باقی باشد از دِیْ
زمین لب‌بَسته است و گُل نَهُفته‌ست ۴

هَلا در خواب کُن اوباشِ تَن را
که گوهرهایِ جانیْ جُمله سُفته‌ست ۵

خَمُش کُن، زَر دَهی، زان دُر نیابی
وَگَر مَحْرَم شوی، بِسْتان که مُفت است ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۱ - طبیب درد بی‌درمان کدام است؟
گوهر بعدی:غزل ۳۵۳ - زهی می کندران دست است، هیهات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.