خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شاعرانه به توصیف روز عید و شادیهای آن میپردازد. شاعر از عیش و عشرت، شادی، و حضور یاران معنوی مانند جنید و بایزید سخن میگوید. همچنین، به معراج پیامبر اسلام و بازگشت عیسی اشاره میکند. شاعر از بخت خوب و ارادت به حق تعالی نیز سخن میگوید و احساس خوشبختی و رضایت خود را بیان میکند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و دینی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آگاهی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۳۴۱ - بیا کامروز ما را روز عیدست
بیا کِامْروز ما را روزِ عیدست
از این پَسْ عیش و عِشرَت بر مَزیدست ۱
بِزَن دستی، بِگو، کِامْروز شادیست
که روزِ خوشْ هَم از اوَّل پدیدست ۲
چو یارِ ما دَر این عالَم کِه باشد؟
چُنین عیدی به صد دوران کِه دیدست؟ ۳
زمین و آسْمانها پُرشِکَر شد
به هر سویی شِکَرها بَردَمیدست ۴
رَسید آن بانگِ موجِ گوهراَفْشان
جهانْ پُرموج و دریا ناپدیدست ۵
محمَّد باز از مِعْراج آمد
زِ چارُم چرخْ عیسی دَررَسیدست ۶
هر آن نَقْدی کَز این جا نیست قَلْبست
مِیی کَزْ جامِ جانْ نَبْوَد پَلیدست ۷
زِهی مَجْلِس که ساقی بَخت باشد
حریفانَش جُنَید و بایَزیدست ۸
خُماری داشتم من در اِرادَت
ندانستم که حَقْ ما را مُریدست ۹
کُنون من خُفتَم و پاها کَشیدم
چو دانستم که بَختَم میکَشیدست ۱۰
از این پَسْ عیش و عِشرَت بر مَزیدست ۱
بِزَن دستی، بِگو، کِامْروز شادیست
که روزِ خوشْ هَم از اوَّل پدیدست ۲
چو یارِ ما دَر این عالَم کِه باشد؟
چُنین عیدی به صد دوران کِه دیدست؟ ۳
زمین و آسْمانها پُرشِکَر شد
به هر سویی شِکَرها بَردَمیدست ۴
رَسید آن بانگِ موجِ گوهراَفْشان
جهانْ پُرموج و دریا ناپدیدست ۵
محمَّد باز از مِعْراج آمد
زِ چارُم چرخْ عیسی دَررَسیدست ۶
هر آن نَقْدی کَز این جا نیست قَلْبست
مِیی کَزْ جامِ جانْ نَبْوَد پَلیدست ۷
زِهی مَجْلِس که ساقی بَخت باشد
حریفانَش جُنَید و بایَزیدست ۸
خُماری داشتم من در اِرادَت
ندانستم که حَقْ ما را مُریدست ۹
کُنون من خُفتَم و پاها کَشیدم
چو دانستم که بَختَم میکَشیدست ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۰ - دگربار این دلم آتش گرفتست
گوهر بعدی:غزل ۳۴۲ - مرا چون تا قیامت یار این است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.