خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از احساسات آشفته و فرار از عشق نافرجام میگوید. دل او را به غوغا انداخت و گریخت، جانش از سودا فرار کرد و حتی معشوقهاش با دیدن آتش عشق او، بربط را گذاشت و فرار کرد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری مانند 'زهرهٔ بیزهره' و 'آتش من' نیاز به درک ادبی بیشتری دارد.
رباعی ۱۶۱ - افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
جان آمد و هم از سر سودا و گریخت ۱
آن زهرهٔ بیزهره چو دید آتش من
بربط بنهاد زود برجا و گریخت ۲
جان آمد و هم از سر سودا و گریخت ۱
آن زهرهٔ بیزهره چو دید آتش من
بربط بنهاد زود برجا و گریخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۶۰ - افغان کردم بر آن فغانم میسوخت
گوهر بعدی:رباعی ۱۶۲ - امروز چه روز است که خورشید دوتاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.