خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که به مفاهیم فلسفی مانند عدم، وجود، و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. شاعر از دیوانگی، خیال، و عدم به عنوان مفاهیمی عمیق برای بیان حالات روحی و فلسفی خود استفاده میکند. همچنین، متن به موضوعاتی مانند ظلم و ستم در جهان اشاره میکند و در نهایت به لطف و کرم به عنوان عناصر حیاتی زندگی اشاره دارد.
متن حاوی مفاهیم فلسفی و عرفانی پیچیدهای است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای افراد جوانتر قابل درک نباشد یا نیاز به توضیحات بیشتری داشته باشد.
غزل ۳۳۱ - زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست
زان شاه که او را هَوَسِ طَبْل و عَلَم نیست
دیوانه شُدم، بر سَرِ دیوانه قَلَم نیست ۱
از دور بِبینی تو مرا شخصِ رَوَنده
آن شخصِ خیال است، ولی غیرِ عَدَم نیست ۲
پیش آ و عَدَم شو که عَدَمْ مَعْدنِ جان است
اما نه چُنین جانْ که به جُز غُصّه و غَم نیست ۳
منْ بیمن و تو بیتو دَرآییم دَرین جو
زیرا که دَرین خُشکْ به جُز ظُلْم و سِتَم نیست ۴
این جوی کُند غَرقه وَلیکِن نَکُشَد مَرد
کو آبِ حَیات است و به جُز لُطف و کَرَم نیست ۵
دیوانه شُدم، بر سَرِ دیوانه قَلَم نیست ۱
از دور بِبینی تو مرا شخصِ رَوَنده
آن شخصِ خیال است، ولی غیرِ عَدَم نیست ۲
پیش آ و عَدَم شو که عَدَمْ مَعْدنِ جان است
اما نه چُنین جانْ که به جُز غُصّه و غَم نیست ۳
منْ بیمن و تو بیتو دَرآییم دَرین جو
زیرا که دَرین خُشکْ به جُز ظُلْم و سِتَم نیست ۴
این جوی کُند غَرقه وَلیکِن نَکُشَد مَرد
کو آبِ حَیات است و به جُز لُطف و کَرَم نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۰ - بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
گوهر بعدی:غزل ۳۳۲ - این خانه که پیوسته درو بانگ چغانهست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.