خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شاعرانه از رسیدن بهار و عشق سخن میگوید و مخاطب را به شادی و رهایی از قید و بندها دعوت میکند. شاعر از زیباییهای طبیعت و عشق سخن میگوید و از مخاطب میخواهد که به شادی بپردازد و از غم و اندوه دوری کند. همچنین، متن به نوعی به مفهوم رستاخیز و آزادی اشاره دارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رستاخیز و آزادی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارند که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی شکل میگیرد.
غزل ۳۲۹ - بیایید بیایید که گلزار دمیدهست
بیایید بیایید که گُلْزار دَمیدهست
بیایید بیایید که دِلْدار رَسیدهست ۱
بیارید به یک بار همه جان و جهان را
به خورشید سِپارید، که خوش تیغْ کَشیدهست ۲
بَر آن زِشت بِخَندید، که او ناز نِمایَد
بر آن یار بِگریید، که از یار بُریدهست ۳
همه شهر بِشورید، چو آوازه دَرافتاد
که دیوانه دِگَربار، زِ زَنجیر رَهیدهست ۴
چه روزست و چه روزست، چُنین روزِ قیامت؟
مَگَر نامه اَعْمال، زِ آفاقْ پَریدهست ۵
بِکوبید دُهُلها و دِگَر هیچ مگویید
چه جایِ دل و عقلست، که جان نیز رَمیدهست ۶
بیایید بیایید که دِلْدار رَسیدهست ۱
بیارید به یک بار همه جان و جهان را
به خورشید سِپارید، که خوش تیغْ کَشیدهست ۲
بَر آن زِشت بِخَندید، که او ناز نِمایَد
بر آن یار بِگریید، که از یار بُریدهست ۳
همه شهر بِشورید، چو آوازه دَرافتاد
که دیوانه دِگَربار، زِ زَنجیر رَهیدهست ۴
چه روزست و چه روزست، چُنین روزِ قیامت؟
مَگَر نامه اَعْمال، زِ آفاقْ پَریدهست ۵
بِکوبید دُهُلها و دِگَر هیچ مگویید
چه جایِ دل و عقلست، که جان نیز رَمیدهست ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۸ - بادست مرا زان سر، اندر سر و در سبلت
گوهر بعدی:غزل ۳۳۰ - بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.