خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از غم و اندوهی سخن میگوید که در دل دارد و نمیتواند آن را فراموش کند. او امید را بیمغز میخواند و بیان میکند که اگر غم تسلیم نشود، با قدرت و عزم آن را از بین خواهد برد.
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در این ابیات برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
رباعی ۵۸ - غم خود که بود که یاد آریم او را
غم خود که بود که یاد آریم او را
در دل چه که بر خاک نگاریم او را ۱
غم باد امید لیک بس بیمغز است
گر سر ننهد مغز برآریم او را ۲
در دل چه که بر خاک نگاریم او را ۱
غم باد امید لیک بس بیمغز است
گر سر ننهد مغز برآریم او را ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۵۷ - عمریست ندیدهایم گلزار ترا
گوهر بعدی:رباعی ۵۹ - گر بوی نمیبری در این کوی میا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.