خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از دریا میخواهد که گوهر و مرجان خود را عرضه کند، زیرا راهی برای کمخرجان (نیازمندان) وجود ندارد. او خود را مانند صدفی با دهان باز توصیف میکند که آه میکشد و میپرسد چگونه میتواند گنجی باشد در حالی که راهی به مرجان وجود ندارد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند گوهر، مرجان و صدف نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۲۲ - ای دریا دل تو گوهر و مرجان را
ای دریا دل تو گوهر و مرجان را
درباز که راه نیست کم خرجان را ۱
تن همچو صدف دهان گشاده است که آه
من کی گنجم چو ره نشد مرجان را ۲
درباز که راه نیست کم خرجان را ۱
تن همچو صدف دهان گشاده است که آه
من کی گنجم چو ره نشد مرجان را ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۱ - ای در سر زلف تو پریشانیها
گوهر بعدی:رباعی ۲۳ - ای دل بچه زهره خواستی یاری را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.