خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و دلبستگی سخن میگوید و از تلاش برای جلب توجه معشوق با بستن مشک در مو و بند گیسو یاد میکند. سپس به ناامیدی از عشق اشاره میکند که مانند زر خواستن و زر ندیدن است و در نهایت به گره در ابرو بستن و در هم شدن میپردازد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
رباعی ۱۴۰ - ای قاعدهٔ تو مشک در مو بستن
ای قاعدهٔ تو مشک در مو بستن
پای دل ما به بند گیسو بستن ۱
زر خواست و چو زر ندیدن گرهی
در هم شدن و گره در ابرو بستن ۲
پای دل ما به بند گیسو بستن ۱
زر خواست و چو زر ندیدن گرهی
در هم شدن و گره در ابرو بستن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۳۹ - روی تو ز حسن لافها زد به جهان
گوهر بعدی:رباعی ۱۴۱ - پیش تو نشست و خاست نتوان کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.