خلاصه و ردهبندی سنی
12+
در این متن، شاعر از نالههای صافی (ظرفی برای صاف کردن مایعات) سخن میگوید که از غم و درد مینالد. وقتی از او پرسیده میشود که چرا ناله میکند، پاسخ میدهد که جانش به لب رسیده و از همین رو ناله میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی است که برای درک بهتر آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره و نمادهای ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
رباعی ۷۶ - صافی چو ترا دید روان مینالد
صافی چو ترا دید روان مینالد
برسینه ز غم سنگ زنان مینالد ۱
گفتی تو که: نالیدن صافی از چیست؟
جانش به لب آمدست از آن مینالد ۲
برسینه ز غم سنگ زنان مینالد ۱
گفتی تو که: نالیدن صافی از چیست؟
جانش به لب آمدست از آن مینالد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۷۵ - لب نیست که از مراغه پر خنده نشد
گوهر بعدی:رباعی ۷۷ - لعلت که پر از گوهر ناسفت آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.