خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از سرگردانی، نومیدی و درد بیدرمان خود سخن میگوید و بیان میکند که این کارها را نه از روی امید، بلکه از سر ناچاری انجام داده است. در نهایت، از کسی که در جریان امور است، درخواست کمک میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی مانند نومیدی و درد بیدرمان است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است تأثیرات منفی بر روحیه آنها داشته باشد.
رباعی ۴۳۱ - ای دل طمعم زان همه سرگردانی
ای دل طمعم زان همه سرگردانی
نومیدی و درد بود و بیدرمانی ۱
این کار نه بر امید آن میکردم
باری تو که در میان کاری دانی ۲
نومیدی و درد بود و بیدرمانی ۱
این کار نه بر امید آن میکردم
باری تو که در میان کاری دانی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۳۰ - در ملک چنین که وسعتش میدانی
گوهر بعدی:رباعی ۴۳۲ - ای شاه گر آنچه میتوانی نکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.