خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن به زیبایی و لطافت آب و سخاوت ابر اشاره می‌کند و از مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی مانند وصال یار، زندگی، و نور سخن می‌گوید. همچنین، به تأثیرات و حالات مختلف آب و نور در زندگی و طبیعت پرداخته شده است.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۹۹ - یا وصال یار باید، یا حریفان را شراب

یا وصالِ یار باید، یا حَریفان را شراب
چون که دریا دست نَدْهَد، پایْ نِهْ در جویِ آب ۱

آن حَریفانِ چو جان و باقیانِ جاودان
در لَطافَت هَمچو آب و در سَخاوَت چون سَحاب ۲

هم‌رَهانِ آبِ حَیوان، خِضْریانِ آسْمان
زندگیِّ هر عِمارَت، گنج‌هایِ هر خَراب ۳

آبْ یارِ نور آمد، این لَطیف و آن ظَریف
هر دو غَمّازَند لیکِن، نی زِ کین بَلْ زِ احْتِساب ۴

آب اَنْدَر طَشت و یا جو، چون زِ کَف جُنبان شود
نورْ بر دیوار هم آغاز گیرد اِضْطِراب ۵

عِرْقِ جنسیَّت، برادر چون قیامَت می‌کند
خود تو بِنْگَر، من خَموشَم، وَهْوَ اَعْلَمْ بِالصَّواب ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۸ - آه از این زشتان که مه‌رو می‌نمایند از نقاب
گوهر بعدی:غزل ۳۰۰ - کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.