خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که مدتی از معشوق خبری نپرسید، اما اکنون که تکبرش کاهش یافته، خودش بیشتر به کرشمه و ناز میپردازد. شاعر در حالی که زاری میکند، به شفیعان (وساطتکنندگان) متوسل میشود.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین درک ظرافتهای شعر کلاسیک فارسی معمولاً به بلوغ فکری و ادبی بیشتری نیاز دارد.
رباعی ۲۶۰ - گفتم که گهی چند نپرسم خبرش
گفتم که گهی چند نپرسم خبرش
تا بوک برون شد تکبر ز سرش ۱
خود هست کرشمه هر زمان بیشترش
اکنون من و زاری و شفیعان درش ۲
تا بوک برون شد تکبر ز سرش ۱
خود هست کرشمه هر زمان بیشترش
اکنون من و زاری و شفیعان درش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۵۹ - ای ماه رکاب خسرو گردون رخش
گوهر بعدی:رباعی ۲۶۱ - هر تیر جفا که داری اندر ترکش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.