خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از عشق طولانی و رنجهای شبانهاش میگوید، از مه و پروین (ستارگان) شکایت میکند و مانند کبوتری از دام رها شده، از معشوق دور میشود به گونهای که احتمال بازگشت ندارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و بیشتر مناسب مخاطبانی است که با مفاهیم عشق و جدایی آشنایی دارند.
رباعی ۲۴۲ - آن شد که من از عشق تو شبهای دراز
آن شد که من از عشق تو شبهای دراز
با مه گله کردمی و با پروین راز ۱
جستم ز تو چون کبوتر از چنگل باز
رفتم نه چنان که دیگرم بینی باز ۲
با مه گله کردمی و با پروین راز ۱
جستم ز تو چون کبوتر از چنگل باز
رفتم نه چنان که دیگرم بینی باز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۴۱ - ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز
گوهر بعدی:رباعی ۲۴۳ - زان شب که به روز بردهام با تو به ناز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.