خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد هجران و انتظار برای وصال معشوق میگوید و امیدوار است که این شب جدایی به پایان برسد و صبح دیدار فرا رسد. او اشاره میکند که دستی که در فراق بر سر میزند، روزی به گردن معشوق خواهد افتاد.
محتوا دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
رباعی ۲۲۸ - بر من شب هجر تو سرآید آخر
بر من شب هجر تو سرآید آخر
این صبح وصال تو برآید آخر ۱
دستی که ز هجران تو بر سر دارم
از وصل به گردنت درآید آخر ۲
این صبح وصال تو برآید آخر ۱
دستی که ز هجران تو بر سر دارم
از وصل به گردنت درآید آخر ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۲۷ - دل محنت تازه چاشنی کرد آخر
گوهر بعدی:رباعی ۲۲۹ - ما با این همه غم با که گساریم آخر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.