خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از روزی یاد میکند که با فروتنی به خدمت پرداخت و هیچ سعادتی را بالاتر از آن ندانست، اما امروز که رنگ و رونق گذشته را نمیبیند، ناامید شده و به خانه بازگشته است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوع ناامیدی و اندوه نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
رباعی ۲۰۴ - آن روز که بنده خاک خدمت بوسید
آن روز که بنده خاک خدمت بوسید
بر خدمت تو هیچ سعادت نگزید ۱
وامروز چو رنگ و رونق خویش ندید
ابرام به خانه برد و امید برید ۲
بر خدمت تو هیچ سعادت نگزید ۱
وامروز چو رنگ و رونق خویش ندید
ابرام به خانه برد و امید برید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۰۳ - یک شب مه گردون به رخت مینگرید
گوهر بعدی:رباعی ۲۰۵ - بیداد فلک پردهٔ رازم بدرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.