خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر از غم و رازهای نهفته در دلش می‌گوید و چگونه اشک‌هایش رازهایش را برای دیگران فاش می‌کنند.

متن دارای مفاهیم عاطفی و پیچیده‌ای مانند غم، رازداری و بیان غیرمستقیم احساسات است که درک آن برای مخاطبان با سنین پایین‌تر دشوار می‌باشد.

مشاهده کامل

رباعی ۸۴ - چشمم ز غمت به هر عقیقی که بسفت

چشمم ز غمت به هر عقیقی که بسفت
بر چهره هزارگل ز رازم بشکفت ۱

رازی که دلم ز جان همی داشت نهفت
اشکم به زبان حال با خلق بگفت ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۵۳۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:رباعی ۸۳ - با گل گفتم شکوفه در خاک بخفت
گوهر بعدی:رباعی ۸۵ - از گردش این هفت مخالف بر هفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.