خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. دل در گرو زلف معشوق است و جان از رنجهای عشق رهایی یافته است. شاعر تصمیم میگیرد به دنبال دل خود برود، اما در نهایت با شکست و ناکامی مواجه میشود.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی قدیمی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
رباعی ۲۹ - دل در خم آن زلف معنبر بنشست
دل در خم آن زلف معنبر بنشست
جان گفت که دل رفت وزین غمکده رست ۱
من هم پی دل روم به هر حال که هست
مسکین چو به لب رسید پایش بشکست ۲
جان گفت که دل رفت وزین غمکده رست ۱
من هم پی دل روم به هر حال که هست
مسکین چو به لب رسید پایش بشکست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۸ - کار تنم از دست دلم رفت ز دست
گوهر بعدی:رباعی ۳۰ - بوطالب نعمه ای گشادهدل و دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.