خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شاعر از خداوند درخواست کمک میکند تا در برابر دشمنانی که به او ظلم میکنند، یا با دادن پول (سکه) مشکل را حل کند یا آنها را با سیلی از خود دور کند. او بیان میکند که در شهر پول کافی ندارد، اما ذاتاً فردی بخیل نیست.
متن حاوی مفاهیم نسبتاً پیچیدهای مانند ظلم، مشکلات مالی و درخواست کمک از خداوند است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به «سیلی» ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد.
شمارهٔ ۴۶۸ - در تقاضا
خداوندا حریفان آمدستند
که تا با من کنند امشب عدیلی ۱
به زر سیکی نمییابم در این شهر
وگرنه نیست در طبعم بخیلی ۲
اعانت کن مرا امشب به سیکی
و یا بیرون کن اینها را به سیلی ۳
که تا با من کنند امشب عدیلی ۱
به زر سیکی نمییابم در این شهر
وگرنه نیست در طبعم بخیلی ۲
اعانت کن مرا امشب به سیکی
و یا بیرون کن اینها را به سیلی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۶۷ - شراب خواهد
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۶۹ - در ناخن گرفتن صاحب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.