خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از خواننده می‌خواهد تا صبحگاهی برخیزد و به دعا و نوشیدن می بپردازد. شاعر از زیبایی صبح و موسیقی چنگ سخن می‌گوید و از حالتی روحانی و شادمانه صحبت می‌کند. او از تغییر حالت خود از پاره چوبی به اژدها و از مرده‌ای به زنده‌ای سخن می‌گوید و از شمس دین تبریزی به عنوان خسرو و سرور شاهان جهان یاد می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عرفانی و نمادین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به نوشیدن می و مفاهیم عمیق روحانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۵۵ - خیز صبوحی کن و درده صلا

خیز صَبوحی کُن و دَردِه صَلا
خیز که صبح آمد و وقتِ دُعا ۱

کوزه پُر از میْ کُن و در کاسه ریز
خیز مَزَن خُنْبَک و خُم بَرگُشا ۲

دور بِگَردان و مرا دِهْ نَخُست
جانِ مرا تازه کُن ای جانْ فَزا ۳

خیز که از هر طَرَفی بانگِ چَنگ
در فَلَک انداخت نِدا و صَدا ۴

تَنْتَنِ تَنْتَن شِنو و تَن مَزَن
وقتِ تو خوش ای قَمَرِ خوش لِقا ۵

در سَرَم اَفْکَن میْ و پابَند کُن
تا نَرَوَم بیهُده از جا به جا ۶

زان کَفِ دریاصِفَتِ دُرنِثار
آب دراَنْداز چو کَشتی مرا ۷

پاره چوبی بُدَم و از کَفَت
گشته‌اَم ای موسیِ جانْ اژدَها ۸

عازِرِ وَقتَم به دَمَت ای مسیح
حَشْر شُدم از تَکِ گورِ فَنا ۹

یا چو درختم که به امرِ رَسول
بیخ کَشان آمدم اَنْدَر فَلا ۱۰

هم تو بِدِه هم تو بگو زین سِپَس
ای دَهَن و کَفِّ تو گنجِ بَقا ۱۱

خُسروِ تبریز تویی شَمسِ دین
سَروَرِ شاهانِ جهانِ عُلا ۱۲
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۲ ۵۶۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۴ - باده ده آن یار قدح باره را
گوهر بعدی:غزل ۲۵۶ - داد دهی ساغر و پیمانه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.