خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر از خداوند میخواهد که به او شراب بدهد تا بتواند اسب سرکش و بداخلاق خود را رام کند. او بیان میکند که بدون شراب، قادر به کنترل اسب نخواهد بود و سوار شدن بر آن غیرممکن است.
اشاره به مصرف شراب و میگساری که موضوعی نامناسب برای کودکان و نوجوانان است.
شمارهٔ ۴۱۲ - شراب خواهد
بار خدایا به فضل بندهٔ خود را
گر بتوانی فرست پارهٔ باده ۱
زان می آسوده کز پیاله بتابد
چون ز بلور سپید بسد ساده ۲
زانکه بدو تند کره رام توان کرد
زانکه ازو گردد ایستاده فتاده ۳
زانکه مرا کرهایست تند و زنخ سخت
سرکش و بدخو میانهٔ گلهزاده ۴
بنده بدو جز به می سوار نگردد
ور نبود می بماند بنده پیاده ۵
گر بتوانی فرست پارهٔ باده ۱
زان می آسوده کز پیاله بتابد
چون ز بلور سپید بسد ساده ۲
زانکه بدو تند کره رام توان کرد
زانکه ازو گردد ایستاده فتاده ۳
زانکه مرا کرهایست تند و زنخ سخت
سرکش و بدخو میانهٔ گلهزاده ۴
بنده بدو جز به می سوار نگردد
ور نبود می بماند بنده پیاده ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۱۱ - حضور دوستی خواهد
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۱۳ - در طلب شراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.