خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن به خداوندی اشاره میکند که مستقل و پایدار است و از فراق خدمت به او رنج میبرد. او از محرومیت از خدمت به خدا شکایت دارد و بیان میکند که هر کس از این خدمت محروم شود، روزگارش سیاه میشود.
متن دارای مفاهیم عرفانی و مذهبی عمیق است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده مانند «قائم به ذات» و «قیوم» ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۶۸ - به خدایی که قائمست به ذات
به خدایی که قائمست به ذات
نه چو ما بلکه قایم و قیوم ۱
که مرا در فراق خدمت تو
جان ز غم مظلمست و تن مظلوم ۲
باز مرحوم روزگار شدم
تا که گشتم ز خدمتت محروم ۳
هرکه محروم شد ز خدمت تو
روزگارش چنین کند مرحوم ۴
نه چو ما بلکه قایم و قیوم ۱
که مرا در فراق خدمت تو
جان ز غم مظلمست و تن مظلوم ۲
باز مرحوم روزگار شدم
تا که گشتم ز خدمتت محروم ۳
هرکه محروم شد ز خدمت تو
روزگارش چنین کند مرحوم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۷ - کارها را طلب مکن غایت
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۶۹ - در ریاضت خاطر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.