خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بیماری نقرس رنج میبرد و از خوردن ترشیها پرهیز میکند. او درخواست شراب میکند، اما به جای آن سرکهای کهنه به او داده میشود که باعث ناراحتی او میشود. او از نبود شراب مناسب شکایت دارد و آرزو میکند که بتواند شرابی با کیفیت پیدا کند.
متن شامل اشاره به مصرف شراب است که ممکن است برای مخاطبان جوان تر مناسب نباشد. همچنین، درک کامل مفاهیم و ظرافتهای شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شمارهٔ ۳۵۲ - در شکایت
بزرگوارا دانی کز آفت نقرس
ز هرچه ترشی من بنده میبپرهیزم ۱
شراب خواستم و سرکهای کهن دادی
که گر خورم به قیامت مصوص برخیزم ۲
شراب دار ندانم کجاست تا قدحی
به گوش و بینی آن قلتبان فروریزم ۳
ز هرچه ترشی من بنده میبپرهیزم ۱
شراب خواستم و سرکهای کهن دادی
که گر خورم به قیامت مصوص برخیزم ۲
شراب دار ندانم کجاست تا قدحی
به گوش و بینی آن قلتبان فروریزم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۵۱ - کیسهای به حکیم وعده کردهاند آن را با کاردی طلب میکند
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۵۳ - نکتهٔ موزون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.