خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که با استفاده از امید و ترس، مردم را تحت کنترل خود درمیآورد و از آنها فاصله میگیرد. او تأکید میکند که در دلش هیچیک از این دو احساس (امید و ترس) وجود ندارد و حتی اگر هزاران فرد نالایق پیش او باشند، آنها را به کسی واگذار نمیکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند «ناکس» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شمارهٔ ۳۴۵ - در حسب حال و وارستگی خویش
امید و بیم دهد خلق را مسخر خویش
بدین دو خویشتن از خلق بازپس دارم ۱
مرا چو در دل از این هر دو هیچ نیست ازو
هزار ناکس پیشم گرش به کس دارم ۲
بدین دو خویشتن از خلق بازپس دارم ۱
مرا چو در دل از این هر دو هیچ نیست ازو
هزار ناکس پیشم گرش به کس دارم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۴۴ - در شکایت
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۴۶ - در طلب صاحب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.