خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر احساسات عمیق و دردهای درونی شاعر است که از عشق و غم سخن می‌گوید. شاعر از دست دادن خود در عشق و غم، و احساس تنهایی و بی‌پناهی را توصیف می‌کند. او از دنیای درون و بیرون خود سخن می‌گوید و به دنبال آرامش و رهایی از درد است.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات پیچیده و دردهای درونی نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۴۱ - نرد کف تو برده‌ست مرا

نَردِ کَفِ تو بُرده‌ست مرا
شیرِ غَم تو، خورده‌ست مرا ۱

گشتم چو خَلیل اَنْدَر غمِ تو
آتَشکده‌ها سرد است مرا ۲

در خاکِ فَنا ای دل بِمَران
کَزْ راندنِ تو، گَرد است مرا ۳

می‌ران فَرَسی در گُلْشَنِ جان
کَزْ گُلْشَنِ جان وَرْد است مرا ۴

در شادیِ ما وَهْمی نَرَسَد
کین خنده گَری پَرده‌ست مرا ۵

صد رُخ زِ دَرونْ سُرخ‌ست مرا
یک رُخ زِ بُرون، زرد است مرا ۶

ای اَحْوَلِ دِهْ این هر دو جهان
جُفت است تو را، فَرد است مرا ۷

در رَهبری‌اَت ای مَردِ طَلَب
بر هر سَرِ رَه، مَرد است مرا ۸

خاموش و مَجو تو شُهرتِ خود
کَزْ راحتِ تو، دَرد است مرا ۹
وزن: مستفعلتن مستفعلتن قالب: غزل تعداد ابیات: ۹ ۴۸۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۰ - تو جان و جهانی کریما مرا
گوهر بعدی:غزل ۲۴۲ - خیک دل ما، مشک تن ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.