خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از گروهی انتقاد میکند که با حرص و بخل، خرافات خود را به نام حکمت جا میزنند. آنها مانند گرگ و خر، هم دوزنده و هم درندهاند. شاعر از انوری میخواهد که رفتارهای زهرآگین خود را به یاد آورد و در برابر افراد مشابه خود سر فرود آورد. در پایان، شکرگزار است که این افراد را در حالی میبیند که بردهی دیگران و اسیر خویشتناند.
متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۳۰۴ - در مذمت شعرا
عادت طرح شعر آوردند
قومی از حرص و بخل گندهٔ خویش ۱
نام حکمت همی نهند آنگاه
بر خرافات ژاژ ژندهٔ خویش ۲
گرگ و خراز این لئیماناند
همه دوزنده و درندهٔ خویش ۳
انوری پس تو نیز یاد آور
طیرگیهای زهرخندهٔ خویش ۴
پیش همچون خودی ز سیلی آز
سرک پیش درفکندهٔ خویش ۵
شکر کن کین زمانش میبینی
خواجهٔ دیگران و بندهٔ خویش ۶
قومی از حرص و بخل گندهٔ خویش ۱
نام حکمت همی نهند آنگاه
بر خرافات ژاژ ژندهٔ خویش ۲
گرگ و خراز این لئیماناند
همه دوزنده و درندهٔ خویش ۳
انوری پس تو نیز یاد آور
طیرگیهای زهرخندهٔ خویش ۴
پیش همچون خودی ز سیلی آز
سرک پیش درفکندهٔ خویش ۵
شکر کن کین زمانش میبینی
خواجهٔ دیگران و بندهٔ خویش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۰۳ - حکیم در جواب شجاعی گوید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۰۵ - در عذر بدمستی خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.