خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این متن به ستایش و عشق به یک شخصیت مقدس یا محترم می‌پردازد که خاک درگاه او به سرمه چشم تبدیل شده و خدمت به او افتخار بزرگی است. شاعر از عشق و احترام عمیق خود به این شخصیت سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و مفاهیم عمیق عرفانی دارد. این سطح از درک معمولاً از سنین نوجوانی به بعد امکان‌پذیر است.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۲۴۹ - اذن دخول به مجلس صاحب خواهد

ای خاک درت سرمه شده چشم ولی را
از بسکه کف پای تو بر خاک در آید ۱

بر درگه تو بند به پایست به خدمت
دستوری او چیست رود یا که درآید ۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۴۸ - حکیم رنجور بود و دوستی او را عیادت نکرد در شکایت و طلب حضور او گوید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۵۰ - مخدوم به حکیم جام شرابی بخشیده در شکر آن و طلب شراب گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.