خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این متن به خدایی ناشناخته سوگند می‌خورد که در دل و دیده‌اش آتش وجود دارد. او بیان می‌کند که مرگ هرچند ناخوشایند است، اما بدون دیدن چهره دوستان، برایش خوشایند نیست.

مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر وجود دارد که برای درک و تجربه بهتر، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.

مشاهده کامل

شماره ۱۸۵ - به خدایی که بی‌شناس مقیم

به خدایی که بی‌شناس مقیم
دردل و دیده آتشم باشد ۱

مرگ هر چند خوش نباشد لیک
بی رخ دوستان خوشم باشد ۲
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: قطعه تعداد ابیات: ۲ ۴۶۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - شعر تر و خوب بنده گوید
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - غلام توام چون غلامت نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.