این متن شعری است که در مدح و ستایش شخصی به نام سدیدالدین سپهر سروری سروده شده است. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارات زیبا، مقام و مرتبت بالای این شخص را توصیف میکند و از قدرت و نفوذ او سخن میگوید. همچنین، شاعر به عنوان یک بنده، از سرور خود درخواست کمک و لطف میکند و به داستانهای قرآنی مانند داستان آدم و اسماعیل اشاره میکند.
این متن به دلیل استفاده از زبان شعری پیچیده، استعارات و اشارات تاریخی و قرآنی، برای مخاطبانی مناسب است که از دانش زبانی و ادبی کافی برخوردار باشند. درک کامل این متن نیازمند آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عرفانی است.
شمارهٔ ۱۲۵ - در مدح
ای کفت باغ امل را بهترین اردیبهشت ۱
آنچنان افزون ز روی مرتبت ز ابنای عصر
کافتاب از ماه و چرخ از خاک و کعبه از کنشت ۲
دست قدرت صورت آدم همی کردی نگار
ذکر اقبال تو بر اوراق گردون مینبشت ۳
نه که خود آدم به ذکر تو تقرب مینمود
چون صور بخش هیولی خاک آدم میسرشت ۴
سرورا وقت ضرورت خاصه چون من بنده را
بردن حاجت به نزدش چون کریمان نیست زشت ۵
چون ندارم آنچه با قارون فروشد در زمین
در دلم آنست کانرا قبله کردن زرد هشت ۶
در چنین وقتی مرا چون بندهٔ امر توام
از کف رادت که او جز تخم آزادی نکشت ۷
گر نباشد آنچه اسمعیل را زو بد خلاص
زان بنگریزم که آدم را برون کرد از بهشت ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.