خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که اگرچه پیاده است، اما از این وضعیت شکایتی ندارد و مانند آسمان که آزادانه حرکت میکند، او نیز وابسته به محدودیتهای دنیوی نیست. او به سوارکار متکبر هشدار میدهد که دلیلی برای فخر فروشی ندارد و مانند کوهی است که تنها با زلزله حرکت میکند.
متن دارای مفاهیم فلسفی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شمارهٔ ۱۱۱ - در مذمت سواری
تو مرا گر پیادهام منکوه
که مرا از پیادگی گله نیست ۱
جنبش آسمان به نفس خودست
پایبند طویله و گله نیست ۲
در سواری تو لاف فخر مزن
که ترا جای لاف و مشغله نیست ۳
تو چو کوهی و در مفاصل کوه
حرکت جز به سعی زلزله نیست ۴
که مرا از پیادگی گله نیست ۱
جنبش آسمان به نفس خودست
پایبند طویله و گله نیست ۲
در سواری تو لاف فخر مزن
که ترا جای لاف و مشغله نیست ۳
تو چو کوهی و در مفاصل کوه
حرکت جز به سعی زلزله نیست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - کیمیایی ترا کنم تعلیم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - نیست یک تن در همه روی زمین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.