خلاصه و ردهبندی سنی
12+
متن داستان کوتاهی است درباره یک کدو که در زیر چناری رشد میکند و در بیست روز به اندازهای بزرگ میشود که از چنار قدیمیتر به نظر میرسد. کدو به چنار فخر میفروشد و از او میپرسد که چرا اینقدر کند رشد کردهاست. چنار پاسخ میدهد که اکنون زمان مقایسه نیست و وقتی باد مهرگان بوزد، مشخص خواهد شد که چه کسی استوار و چه کسی ناپایدار است.
متن دارای مفاهیم تمثیلی و اخلاقی است که برای درک بهتر به کمی بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعرگونه ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۱۰۲ - مناظرهٔ بوتهٔ کدو با درخت چنار
نشنیدهای که زیر چناری کدو بنی
برجست و بر دوید برو بر به روز بیست ۱
پرسید از چنار که تو چند روزهای
گفتا چنار عمر من افزونتر از دویست ۲
گفتا به بیست روز من از تو فزون شدم
این کاهلی بگوی که آخر ز بهر چیست ۳
گفتا چنار نیست مرا با تو هیچ جنگ
کاکنون نه روز جنگ و نه هنگام داوریست ۴
فردا که بر من و تو زد باد مهرگان
آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست ۵
برجست و بر دوید برو بر به روز بیست ۱
پرسید از چنار که تو چند روزهای
گفتا چنار عمر من افزونتر از دویست ۲
گفتا به بیست روز من از تو فزون شدم
این کاهلی بگوی که آخر ز بهر چیست ۳
گفتا چنار نیست مرا با تو هیچ جنگ
کاکنون نه روز جنگ و نه هنگام داوریست ۴
فردا که بر من و تو زد باد مهرگان
آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - با فلک دوش به خلوت گلهای میکردم
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰۳ - در مطایبه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.