خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به ستایش خداوند و بیان عشق و وابستگی خود به او میپردازد. او زندگی بدون خدا را بیمعنا و هراسآور توصیف میکند و از سختیهای دوری از یاران میگوید. همچنین، او از زندگی در خراسان ابراز ناراحتی کرده و خوشدلی در جهان را آرزویی انسانی میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۸۳ - به خدایی که بذل جان او را
به خدایی که بذل جان او را
پایهٔ اولین احسانست ۱
کمترین پایه لطف و صنعش را
باد نوروز و ابر نیسانست ۲
که مرا در فراق خدمت تو
زندگانی و مرگ یکسانست ۳
از هر آسانیی که بیتو بود
خاطر و طبع من هراسانست ۴
میکشم در فراق سختیها
هجر یاران به گفتن آسانست ۵
دل و جان تا مقیم خوارزمند
وای بر تن که در خراسانست ۶
خوشدلی در جهان طمع کردن
هم ز سودای طبع انسانست ۷
پایهٔ اولین احسانست ۱
کمترین پایه لطف و صنعش را
باد نوروز و ابر نیسانست ۲
که مرا در فراق خدمت تو
زندگانی و مرگ یکسانست ۳
از هر آسانیی که بیتو بود
خاطر و طبع من هراسانست ۴
میکشم در فراق سختیها
هجر یاران به گفتن آسانست ۵
دل و جان تا مقیم خوارزمند
وای بر تن که در خراسانست ۶
خوشدلی در جهان طمع کردن
هم ز سودای طبع انسانست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۲ - ستایش بزم مخدوم کند
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۴ - در قناعت و آزادگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.