این شعر در ستایش فردی فرزانه و آزاده است که آزادی را از مادر به ارث برده است. شاعر بیان میکند که حتی اگر دلت برای یک لحظه به ما بند شود، فرمانروایی تو بر ما گشاده است. اگر تو نباشی، ما با غرامت و سختی مواجه میشویم. شاعر همچنین اشاره میکند که تو مانند روز روشن هستی و هر زمان که تو را میبینم، مانند بامداد است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق مانند آزادی، فرزانگی و ستایش است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 12 سالگی به بعد در افراد شکل میگیرد.
شمارهٔ ۴۶ - بیگاه به حضرت رفت در عذر آن گوید
که آزادی ز مادر با تو زادست ۱
دلت گر یک زمان در بند ما شد
به ما بر دست فرمانت گشادست ۲
اگر بیتو نشستی بود ما را
غرامت را به جانی ایستادست ۳
تو گر گویی که روز آمد به آخر
حدیثی از سر انصاف و دادست ۴
ولیکن چون تویی روز زمانه
ترا هر گه که بینم بامدادست ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.