خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از وضعیت نابسامان جهان و زندگی خود شکایت دارد، از فقر و انتظار برای نوری از غیب میگوید و از روزهای گذشته که شکر نگفته، اکنون به عیبجویی روی آورده است.
متن دارای مفاهیم عمیق اجتماعی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین ممکن است نیاز به توضیح برخی واژگان و مفاهیم پیچیده داشته باشد.
شمارهٔ ۲۷ - در قناعت و صبر گوید
ای بس که جهان جبهٔ درویش گرفته
از فضلهٔ زنبور برو دوختهام جیب ۱
واکنون همه شب منتظرم تا بفروزند
شمعی که به هر خانه چراغی نهد از غیب ۲
آن روز فلک را چو در آن شکر نگفتم
امروز درین زشت بود گر کنمش عیب ۳
از فضلهٔ زنبور برو دوختهام جیب ۱
واکنون همه شب منتظرم تا بفروزند
شمعی که به هر خانه چراغی نهد از غیب ۲
آن روز فلک را چو در آن شکر نگفتم
امروز درین زشت بود گر کنمش عیب ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۶ - در شکایت زمان و حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۸ - در شکر و قناعت گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.