خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن شامل یک گفتوگوی طنزآمیز بین دو نفر است که در مورد زن خوب و مرگ او صحبت میکنند. سپس، با اشاره به مثالی درباره مارگیری، به این موضوع میپردازد که برخی چیزها را نباید به دست دیگران سپرد.
متن دارای مفاهیم طنزآمیز و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به موضوع مرگ و طنز سیاه ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شمارهٔ ۱۶ - در هزل گوید
گفت با خواجه یکی روز ازین خوش مردی
خنک آنکس که زن خوب بمیرد او را ۱
گفت ای خواجه زن خوب تو داری امروز
گفت خوبست اگر مرگ پذیرد او را ۲
زن چرا شاید آن را که بری بر سر چاه
در چه اندازی و کس به که نگیرد او را ۳
مارگیری را ماری ز سر سله بجست
گفت هل تا برود هرکه بگیرد او را ۴
خنک آنکس که زن خوب بمیرد او را ۱
گفت ای خواجه زن خوب تو داری امروز
گفت خوبست اگر مرگ پذیرد او را ۲
زن چرا شاید آن را که بری بر سر چاه
در چه اندازی و کس به که نگیرد او را ۳
مارگیری را ماری ز سر سله بجست
گفت هل تا برود هرکه بگیرد او را ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۵ - صاحب را به داشتن دو فرزند به نام محمود و مسعود تهنیت گوید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۷ - در مدح ملکالوزرا بدرالدین طوطی بکبن مسعودبن علی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.