خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن با فلک (آسمان) سخن می‌گوید و از ظلم و بی‌عدالتی آن شکایت می‌کند. او اشاره می‌کند که فلک، حکومت و قدرت را به دست افراد نالایقی سپرده است که حتی از سگ هم پست‌ترند. در پایان، فلک به شاعر پاسخ می‌دهد که نگران نباشد زیرا زمانه به زودی این افراد را از بین خواهد برد.

متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۱۳ - در شکایت زمانه

خطابی با فلک کردم که از راه جفا کشتی
شهان عالم‌آرای و جوانمردان برمک را ۱

زمام حل و عقد خود نهادی در کف جمعی
که از روی خرد باشد بر ایشان صد شرف سگ را ۲

نهان در گوش هوشم گفت فارغ باش از این معنی
که سبلت برکند ایام هر ده روز یک یک را ۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲ - وقتی انوری را درد پایی عارض گشته و ناصرالدین طاهر به عیادت وی رفته در شکر آن و عذرخواهی این قطعه گفته است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۴ - در مذمت فرمان‌برداری از زن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.